هوالقادر
بالاخره بعد از چند ماه چشممان به جمال حکم مربیگری تخصصی هانمادانگ روشن شد...

عاقلان دانند ...

هوالحق
این مطلب رو یه کی از دوستان نوشته بود ( راوی - یونس ) خوندش خالی از لطف نیست :
نامت چه بود؟ آدم
فرزندِ ؟ من را نیست نه مادری و نه پدری بنویس اول یتیم عالم خلقت
محل تولد؟ بهشت پاک
اینک محل سکونت؟ زمین خاک
آن چیست بر گُرده نهادی؟امانت است.
قدت؟ روزی چنان بلند که همسایه خدا ، اینک به قدر سایه بختم بروی خاک
اعضای خانواده؟ حوای خوب و پاک، قابیل وحشتناک،هابیل زیر خاک
روز تولدت؟در جمعه ای ،به گمانم روز عشق
رنگت؟ اینک فقط سیاه ز شرم چنان گناه
وزنت؟نه آنچنان سبک که پَرم در هوای دوست نه آنچنان سنگین که نشینم به این زمین
جنست؟ نیمی مرا زخاک نیمی دگر خدا
شغلت؟ در کار کشت امید بروی خاک
شاکی تو؟ خدا
نام وکیل؟
تنها همین؟ همین و بس
حکمت؟ تبعید در زمین
همدمت در گناه ؟ حوای آشنا
ترسیده ای؟ کمی
زچه؟ که شوم من اسیر خاک
آیا کسی به ملاقاتت آمده است؟ بلی
چه کس؟ گاهی فقط خدا
داری گلایه ای؟ دیگر گِله نه ولی...
ولی که چه؟حکمی چنین آن هم به یک گناه؟!!!!
دلتنگ گشته ای؟ زیاد
برای که؟ تنها فقط خدا
آورده ای سند؟ بلی
چه؟دو قطره اشک
داری تو ضامنی؟ بلی
چه کس؟ تنها کس خدا
در آخرین دفاع؟
کوچکترین هنرجو کلاس ...
نام : محمدجواد
نام خانوادگی : کردگاری
سن : 5 سال
خصوصیات اخلاقی : بسیار با ادب ، بسیار با مرام ، بسیار باهوش ، نترس ، کم حرف و...فکرمی کنم باقی خصوصیاتش رو می تونید از چهره اش تشخیص بدید ...

هوالمعشوق
یا علی(ع) ...
دلم هوای تو کرده ....
به گو" چه چاره کنم ....

خوشا جامی که مولا در کفم داد
به دستی نی به دیگر او دف داد
خوشا رقصان درآیم من به کویش
به بوسم دست رخسار نکویش
خوشا آن دم که از او می نویسم
زرقص و ذکر یا هو می نویسم
خوشا با نام مولا باده خوردن
ز درویشان عاشق جان سپردن
خوشا رقصان درآیم من به کویش
به بوسم دست رخسار نکویش
به دور اولم ساغی ولی بود
ولی دیدم که ذکرش یا علی بود ...

