تبليغاتX
تکواندو اصفهان

هوالحق

ضربه تیو آب چاکی

نوشته شده توسط محمد احدی پرست در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 23:45 | لینک ثابت |

                                                            هوالحق   

    دیگران را ببخش ...

نه از برای آنکه آنان سزاوار بخشش اند ..

                                                     برای آنکه تو سزاوار آرامشی ...

عاقلان دانند ...

نوشته شده توسط محمد احدی پرست در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 ساعت 0:32 | لینک ثابت |

سلام

من هم همانند باقی دوستان، از طرف یک دوست به نام برادر بزرگ تر  به یک بازی دعوت شدم ....

توی این بازی قراره کتاب هائی رو که دارم ولی به دلایلی اون ها رو نخوندم رو معرفی کنم ...

 

1-     شش ماه پایانی : تقویم حوادث شش ماهه پیش از ظهور جلد اول .. « مجتی الساده»

2-      پیشگوئی ها و آخر الزمان... جلد دوم« جمعی از نویسندگان »

3-     پیشگوئی ها و آخرالزمان ...  جلد سوم ...مجموعه مقالات « شفیعی و شاه حسینی و..»

امیدوارم این کتاب ها مورد استفاده دوستان قرار بگیره ...

عاقلان دانند

نوشته شده توسط محمد احدی پرست در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 0:13 | لینک ثابت |

اهداف جسمانی یا فیزیکی:

کسب آمادگی جسمانی و تناسب اندام. امکان تمرین تکنیکها بدون حریف. تمرین در شرایط مختلفحملات و دفاع ها. هماهنگی بیشتر عصب و عضله.

 

اهداف فکری:

بهبود توانایی تمرکز فکر. بهبود توانایی پردازش تکنیکها. گسترش خلاقیت. بهبود قدرت تصمیم گیری در شرایط گوناگون.

 

اهداف روحی:

کسب آرامش روحی و روانی. افزایش اعتماد به نفس. ایجاد انضباطفردی و گروهی.

 

تکواندو هنری خشن و پر قدرت است، بدون فرم تکواندو کاران تنها روحیه جنگ آوری و مبارزه را می آموزند. بنابراین می توان فرم را وسیله ای جهت توازن روحی تکواندو کاران دانست. فرم متعادل کننده آموزش هنر رزمی تکواندو می باشد و همانطور که گفته شد تکواندو بدون فرم ارزشهای انسانی و فلسفی خود را از دست می دهد.
نوشته شده توسط محمد احدی پرست در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 1:46 | لینک ثابت |

هوالحق

یا زینب .. 

کربلا یعنی که خود را ساختن

بعدازآن بردیگران پرداختن...

 

کربلا منهای زینب هیچ بود !!!

عاقلان دانند ...

نوشته شده توسط محمد احدی پرست در چهارشنبه هشتم اسفند 1386 ساعت 0:41 | لینک ثابت |

هوالحق

چند وقت پيش از يكي از دوستان ايميلي رو دريافت كردم مبني بر وضع نابسامان تكواندو در شهرستانشون ...

كه به دليل اين كه نمي خواست اسمي از شهرستانشون باشه من هم اسم اون شهرستان رو نياوردم ولي متن ايشون رو براتون گذاشتم ...

اميدوارم اين كار اقدامي باشه براي حل مشكلات تكواندو در ايران ....

عاقلان دانند ...


می خواستم بعنوان یه تکواندوکار که واقعا به تکواندو علاقه داره بدون پیش داوری براتون درباره ی تکواندوی استان و شهرستانمون بنویسم. اول باشگاهمون رو براتون توصیف می کنم. شیاپ های فوق العاده کثیف که واقعا نمی تونم بدون جوراب روشون راه برم... سالنی که بیشتر شبیه اتوبانه... یعنی رفت و آمد توش زیاده و البته کوچیکه... استاد هم یا اصلا نمی یاد یا اگه می یاد با یک ساعت تاخیر می یاد ... مادرم وقتی سالن رو دید بهم گفت حق تکاوندو کار کردن رو نداری ولی من بازم راضیش کردم... دلم نمی خواد این رو بنویسم...رئیس هیئتی که صلاحیت اخلاقی نداره(همین چند مدت پیش زن دوم گرفت) البته شاید زندگی شخصیش به کسی ربطی نداشته باشه ولی به عنوان کسی که در مسابقات خانوما به عنوان داور و ناظر شرکت می کنه و پست ورزشی داره و استاده باید اخلاق داشته باشه... البته این رو هم بگم اصلا ازش خوشم نمی یاد توی یکی از مسابقات که من صد در صد اول بودم به عنوان ناظر نتیجه ی بازی برده رو عوض کرد!!!!! که هر چی داور ها گفتن می گفت تکنیک هاش ضعیفه ... دلیلش اینه که به قول شما عاقلان داند و من چیزی در این مورد نمی گم...مامانم اوایل با ورزش کردن من موافق نبود و دلیلش اینه که نسبت به وضعیت ورزش شهرستان دید مثبتی نداشت البته واقعا منو تشویق می کرد ...

من باید چی کار کنم؟؟؟!!! توی استانی هستم که آزمون های قرمز و مشکی و دان ها رو به آن دلیل که خودشون یا نیرو ندارن یا ضعیفن تعطیل می کنن مسابقات که ديگه نگو ..سالن های بین المللی چند منظوره... مدیریت عالی... بودجه های کلان و ... البته شهرستان ما هم بزرگ هایی داره... استادی داریم که از نظر اخلاقی زبان زده هم خودش و هم شاگرداش و واقعا توی شهرستانمون نمونه و محبوبه ولي از مسائل مدیریتی خودش رو کنار کشیده چون اینجوری کلاس هاش رو می تونه حفظ کنه... شاگرداش هم مقام آوردن... اگه پسر بودم الآن شاگردش بودم... حالا به من جواب بدید به کدوم انگیزه کار کنم؟؟؟؟؟ امیدم اینه که سه یا چهار ساله دیگه وقتی می رم دانشگاه توی یه باشگاه خوب کار کنم ...

 داوری می یاد وسط که شک دارم ملیت ایرانی داشته باشه (افغانیه) و کسی داوری می کنه که چند سال از من بزرگ تره و من با وجود شخصیتی که داره خوشم نمی یاد بهش سلام کنم... استادهایی که اگه شاگرد زیر دستشون حتی اگه اجازه ی کتبی داشته باشن و برن زیر دست یه استاد دیگه رسواشون می کنن..

ولی باید بگم که انگیزه ای برای کار کردن ندارم البته هنوز کار می کنم و این رو هم بگم منتظرم که چهار سال دیگه برم دانشگاه و یه جای مناسب کار کنم...

نوشته شده توسط محمد احدی پرست در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 5:11 | لینک ثابت |
 
offshore